آدرس: اصفهان خیابان شمس آبادی چهارراه قصر روبروی بانک ملت کوی26(دهش)

هومیوپاتی چیست

144-2622

تاریخ ۲۹ آبان ۱۴۰۲

144-2622

در مورد اینکه داروهای هومیوپاتی چگونه عمل می کنند و مکانیسم درمان چیست نظرات بسیاری وجود دارد. در این نوشتار سعی شده است تا به غالب این تئوری ها همراه تمثیلاتی پرداخته شود. داروی هومیوپاتی خود در حقیقت توانایی ایجاد بیماری را دارد. به طوری که برای پی بردن به خواص دارویی آن بایستی عده ای آن را داوطلبانه به مقادیر زیاد استفاده کنند تا بروز حالات و علائم بالینی به دقت بررسی شود.

عملکرد داروهای هومیوپاتی در درمان بیماری ها

با استفاده از درمان هومیوپاتیک با قهوه، علائمی مانند بی خوابی، عصبی شدن، حساسیت به درد و ناراحتی در فرد به وجود می آید. این علائم به طور موقت است و پس از چند روز به طور خودبخود به حالت اولیه بازمی‌گردد. بنابراین، خصوصیات درمانی داروی هومیوپاتیک (قهوه) ثبت می‌شود (اثبات دارویی).

اگر بیماری در دست باشد که شامل مشکلات بی خوابی و عصبی شدن باشد (مشابه اثبات دارویی قهوه)، مصرف کمی از این دارو می‌تواند بیمار را درمان کند. در عمل، این دارو تحریکی برای سیستم ایمنی و حیاتی بیمار ایجاد می‌کند (مشابه واکسیناسیون).

بیماری در واقع اثر بر هم کنش عامل بیماری زا (میکروب- شوک روحی و عاطفی- مواد غذایی مضر- شرایط بد زندگی …) با موجود زنده (بیمار) می باشد. بدین ترتیب در ایجاد بیماری هر دو عامل دخیلند به گونه ای که اثر گذاری بر هر یک از آن ها می تواند منجر به درمان (و یا احیاناً وخامت بیماری) شود.

در پزشکی کلاسیک اصل برنابودی عامل بیماری زاست. این امر در صورت تحقق می تواند منجر به بهبودی کامل شود چیزی که در درمان بیماری های عفونی (باکتری ها) توسط آنتی بیوتیک ها شاهد آن هستیم. اما این شیوه عملاً محدودیت های فراوان دارد چرا که نه تنها برای بیماری های ویروسی درمان مؤثری وجود ندارد (هپاتیت، ایدز …) بلکه اصولاً اکثریت بیماری های مزمن عامل بیماری زا قابل شناسایی نبوده یا نمی توان آن را نابود کرد. در نتیجه با از بین بردن علایم بیماری سعی در کنترل بیماری می شود.

در هومیوپاتی قسمت دوم بیماری اهمیت می یابد یعنی فرد بیمار و اعتقاد بر این است که سیستم حیاتی بیمار (ایمنی و…) قدرت ذاتی حل بیماری را دارد، اما در اثر شوک ناشی از عامل بیماری زا به درستی عمل نمی کند. بنابراین با تنظیم مجدد آن می توان بر بیماری غلبه کرد و این امر در هومیوپاتی با تحریکی مشابه بیماری اعمال می شود و به عبارتی بدن هوشیار می شود.

بیماری از دیدگاه هومیوپاتی

از منظر هومیوپاتی، بیماری چیزی جز یک توهم بدن در مورد شرایط بیماری نیست. به عبارت دیگر، بدن قادر نیست به درستی شکل اختلالات را تشخیص دهد. می‌توان شهری را در نظر گرفت که به حمله دشمن مبتلا شده است (شروع یک بیماری حاد). در ابتدا، نیروهای دفاعی شهر به درستی عمل می‌کنند. اگر دفاع به طور کامل و درست باشد، خطر حمله رفع خواهد شد (بهبودی پس از بیماری حاد مانند سرماخوردگی یا ضربه). اما اگر دفاع کامل نباشد و یا به هر شکلی ضعیف‌تر از دشمن باشد، شهر به اشغال در خواهد آمد. در این حالت، عدم هماهنگی و انسجام نیروها باعث تحلیل ساکنان شهر می‌شود (بیماری مزمن، یعنی بیماری که به خودی خود بهبود نمی‌یابد). در این شرایط، دو راه برای نجات شهر وجود دارد: استفاده از حمله هوایی و بمباران شهر یا در برخی موارد، استفاده از داروهای شیمیایی (در پزشکی سنتی) و تزریق آنها به ساکنان. اگر فرض کنیم که بمباران به شکل دقیقی انجام شود (استفاده صحیح از داروهای شیمیایی)، در بهترین حالت، همچنین به نابودی دشمن، کل شهر یا بخشی از آن ویران می‌شود و تمام تأسیسات حیاتی شهر آسیب می‌بیند. علاوه بر این، هر گونه دفاع داخلی نیز دشوار خواهد بود.

اگر چه در عمل هیچگاه از این طریق تمام نیروهای دشمن از بین نمی روند و هر بار با قطع بمباران تجدید قوا می کنند (برگشت بیماری بعد از هر بار قطع داروی شیمیایی). از طرف دیگر اگر هم موفق به نابودی کامل دشمن شویم و فرض کنیم آسیب های شهر هم غیر قابل جبران نباشد در نهایت چون نقطه ضعف های شهر جهت نفوذ دشمن هنوز وجود دارد (استعداد ژنتیکی یا اکتسابی ابتلا به بیماری) لذا همواره این شهر در معرض خطر دشمن قرار دارد و دیر یا زود دوباره اشغال می شود (عود مجدد بیماری).

روش دوم فرستادن یک عده افراد زبده به شهر است که این افراد نقاط ضعف شهر و همچنین دشمن را به خوبی می دانند همچون خود دشمن (هومیوپاتی). این افراد با آگاهی دادن به نیروهای دفاعی شهر و بازسازی آن ها در یک نبرد داخلی و تنها با کمک امکانات داخل شهر بر دشمن فایق می آیند. در این روش در صورت خبره بودن و آگاه بودن آن ها از شرایط موجود (انتخاب صحیح داروی هومیوپاتی بر اساس علایم بیماری) دشمن نابود شده بدون آنکه شهر (سیستم حیاتی فرد) آسیب ببیند و در عین حال با شناسایی و ترمیم نقاط ضعف آن شهر عملاً راه نفوذهای بعدی گرفته می شود. این تشبیه ساده می تواند در درک نحوه ی عمل هومیوپاتی و مقایسه ی آن با طب کلاسیک راه گشا باشد.

در دیدگاه هومیوپاتی کل سیستم حیاتی فرد توسط  یک نیروی حیاتی حفظ می شود (وایتال فورس). سیستم ایمنی (آنگونه که پزشکی کلاسیک در نظر دارد) تنها قسمتی از این نیروی حیاتیست. در برخورد با عامل بیماری زا (میکروب یا هر گونه استرس) این نیروی حیاتی به گونه ای تقویت می شود تا بر غلبه بر بیماری بتواند سلامت را بازگرداند. در بیماری های مزمن مانند کمردرد (که به راحتی و به خودی خود خوب نمی شوند) این نیروی حیاتی نمی تواند خود را به سطح نیروی بیماری زا برساند و در نتیجه بر آن غلبه نمی کند و تنها باعث بروز یک سری واکنش ها در بدن می شود که ما آنها را علایم بیماری تلقی می کنیم.

Bay Leaf Beauty

به طور معادل، علائم بیماری و دردهای مرتبط با آن چیزی نیستند جز واکنش‌های بدن برای مقابله با بیماری، که در صورت عدم موفقیت در مقابله با بیماری، به صورت مداوم باقی می‌مانند. عطسه، آبریزش بینی، اسهال، سرفه و سایر علائم مشابه نشانگر واکنش‌های بدن برای دفع عامل بیماری هستند. خشکیدن، بیقراری، شستشوی بیش از حد و رفتارهای مشابه، همگی رفتارهایی هستند که فرد برای رهایی از بیماری انجام می‌دهد. با این حال، به دلیل کاهش سطح انرژی فرد (نیروی حیاتی)، این وضعیت‌ها تنها منجر به رنج بیمار می‌شوند بدون اینکه در بهبودی نقشی داشته باشند. در واقع، داروی هومیوپاتی با ایجاد یک بیماری مشابه بیماری طبیعی فرد، نیروی حیاتی را تحریک و افزایش می‌دهد (که این تشدید کوتاه‌مدت و گذرا بیماری را نشان می‌دهد) و سپس به علت مصنوعی و موقت بودن بیماری دارویی (هومیوپاتی)، نیروی حیاتی می‌تواند بر بیماری واقعی غلبه کند.

در عمل با یک بیماری گذرا و کاملاً کنترل شده سیستم ایمنی بدن تقویت شده و بر بیماری غلبه می کند. این پدیده تشدید را می توان با واکنش های گذرا بعد از واکسیناسیون مقایسه نمود (تب و بیحالی …) که در اکثر موارد به قدری کوتاه و خفیف است که بیمار متوجه آن نمی شود.

از نظر هومیوپاتی در یک بدن فقط یک بیماری ایجاد می شود: سردرد، کمردرد، عصبانی شدن، بی خوابی، عرق زیاد کف دست و.. در یک بیمار تنها علایم یک بیماری هستند و (نه آنچنان که پزشکی کلاسیک به آن اعتقاد دارد)، مثلاً ۵ بیماری مختلف در یک نفر که تمامی این حالات باید با یک دارو حل شوند. در عمل هم می بینیم که معمولاً تمامی عوارض اصلی بیماری با همدیگر (از لحاظ زمانی) و به دنبال استرس یا اتفاق روحی یا جسمی حادث شده است. جالب اینکه با درمان صحیح هومیوپاتی نیز تمامی این ناراحتیها با هم از بین می روند که این خود گواه به هم پیوستگی این مشکلات است. جدا نمودن علایم بیماری ها و محدود کردن آنها با نام هایی چون میگرن، زخم معده،  افسردگی، درد سیاتیک و کمر درد… جز گم شدن راه اصلی درمان اثری ندارد. علایم بیماری ها و آنچه بیمار از آن شکایت می کند آن چیزی است که باید به آن توجه کافی نمود.

  در هومیوپاتی هر بیمار همچون یک معماست که باید با دقت و با توجه کامل به گزارش بیماری تشخیص داده شود. اگر بیماری را در یک فرد به یک گاوصندوق تشبیه کنیم و رسیدن به سلامتی همانا باز کردن این گاوصندوق باشد دو راه برای باز کردن آن پیش روست. اول استفاده از مواد منفجره (داروهای شیمیایی) که حتی اگر با دقت تمام و به مقدار مناسب استفاده شود و باز اگر فرض کنیم که بتواند در گاو صندوق را باز کند (که عملاً کمتر تمامی این موارد در یک بیمار اجرا می شود) در آن صورت بعید نیست که از محتویات داخل آن نیز چیزی نماند و یا آسیب زیادی ببیند چرا که یک انفجار را نمی توان بدرستی کنترل نمود و واضح است که در این حال از خود گاو صندوق هم چیزی باقی نمی ماند که بتوان از آن استفاده نمود.

داروهای شیمیایی، از نظر شناخت عوارض آن‌ها به طور کامل ناقص هستند، به این معنی که بسیاری از عوارض آن‌ها هنوز شناخته نشده‌اند و در عمل، زمانی که به نظر می‌رسد مزیت‌های دارو بر عوارض آن پیشتیبانی می‌کند، تجویز می‌شوند. با افزایش شناخت در مورد عوارض، ممکن است به طور ناگهانی استفاده از آن‌ها ممنوع شود. به عنوان مثال، داروی دیکلوفناک، که در گذشته توسط بسیاری از بیماران مورد استفاده قرار گرفته است، اخیراً عوارض آن شناخته شده است، اما هنوز پاسخگوی تمامی بیمارانی که در سال‌های گذشته از آن استفاده کرده‌اند، نیست.

راه دوم پیدا کردن رمز آن گاوصندوق است (هومیوپاتی) به گونه ای که با دقت و ممارست می توان یکایک اعداد رمز آن را یافت و در این حال درب آن به آسانی و بدون ایجاد عوارض باز می شود. علایم مختلفی که یک بیمار می گوید در حقیقت رمزهای این صندوق هستند که به زبان بی زبانی راه سلامتی را به ما نشان می دهند. هیچ یک از مشکلاتی که توسط بیمار عنوان می شود از نظر پزشک هومیوپات بی ارزش نیستند بلکه وی با کنار هم قراردادن این علایم یا به زعم پزشکی کلاسیک امراض مختلف و ظاهراً بی ربط به تصویر کاملی از بیماری می رسد و سپس با انتخاب داروی هومیوپاتی (که بیشترین پوشش را از نظر شباهت علایم داراست) به آسانی شفا را به بیمار باز می گرداند.

در این زمینه بخوانید…

 منبع : کتاب درمان آسان کمردرد

مقالات مرتبط

مشاوره رایگان با دکتر مظاهری مشاوره و تماس
× مشاوره رایگان در واتساپ